
سال هاست هراسان و مشتاق، به دنبال تو می گردم.
سررسیدها را، هفته ها را، ماه ها را خط می زنم؛ سه شنبه ها، پنج شنبه ها، جمعه ها، یکشنبه ها.
نمی دانم تو در کجای زمان ایستاده ای، تا ساعتم را با افق نگاه تو تنظیم کنم؟
ای شیرین تر از انگورهای تاکستان های عشق! عطر گیسوانت را رها کن تا ستاره ها، هر آن فرو بریزند و خواب های هر شب زمین را با یاد تو روشن کنند.
برچسب:
نویسنده: هستی پورعلی
[ادامه مطلب را در اینجا بخوانید ...]